الشيخ حسين المظاهري

34

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى)

لذاّتى به نام لذّات روح دارد . مانند لذّت از عبادت و لذّت از كمك به همنوع . اگر دل يك مسلمان را بدست آورد لذّت مى برد . از علم يا بى و حقيقت جويى لذّت مى برد . همين لذّتها براى آن بُعد حيوانى دردناك است . يعنى اگر انسان را از بُعد ناسوتى و حيوانى مورد بررسى قرار دهيم مى بينيم عبادت نمى خواهد ، عبادت نمى خواهد ، عبادت برايش سخت است . اگر از جنبه حبّ مال اور ا بسنجيم خود خواه بوده و ديگر گرا نيست . نمى خواهد پولش را به ديگران بدهد ، نمى خواهد براى ديگران كاركند . چنانچه تمام لذّات جسم براى روح ، الَم است . حتّى امور مباح مانند خوردن ، آشاميدن ، خواب ، اطفاء شهوت ، كسب مال در بازار ، اينها همه براى دلش زنگار مى آورد . لذا به پيغمبر اكرم ( ص ) نسبت مى دهند كه ايشان فرموده است : بواسطه همين تماس با مردم ، همين خوردن و خوابيدن و اطفاء شهوت و امثالهم ، دل من كدورت و زنگار مى گيرد ، لذا روزى 70 مرتبه استغفار مى كنم . اين روايت يا نظائر آن كه فراوان است ، به ما مى گويد هر چه براى انسان در بُعد حيوانى ، لذّت بشمار مى رود ، براى روح دردناك است . روح را ضربه زده و خمود مىكند . لذا از اين آثار پى مى بريم كه بين اين دو بُعد تضاد است . در روايتى پيغمبر اكرم ( ص ) فرموده است كه شب معراج ملكى را ديدم كه نصف او از برگ و نصف ديگرش از آتش بود و برگ سرايت به آتش نمى كرد و آتش نيز صدمه اى به برگ نمى زد . و شايد اين امر بقول افلاطون مثال يا سمبلى براى انسان باشد كه اين انسان نحوه وجودش ، تركيب از ضدّ ين مى باشد . اين دو بعد عجيب است . اگر به بعد انسانى او نظر كنيم